خرید بک لینک
نادره مردی ز عرب هوشمند
گفت به عبدالملک از روی پند

زیر همین گنبد و این بارگاه
روی همین مسند و این تکیهگاه

بودم و دیدم بَر ابن زیاد
آه! چه دیدم که دو چشمم مباد

تازه سری چون سپر آسمان
طلعت خورشید ز رویش نهان

بعد ز چندی سر آن خیره سر
بُد بَر مختار به روی سپر

بعد که مصعب سر و سردار شد
دستخوش وی سر مختار شد

این سر مصعب به تقاضای کار
تا چه کند با تو دگر روزگار!

برچسب: نویسنده: آریا اسماعیلی تاريخ: جمعه 19 آبان 1396 ساعت: 1:56

صفحه بندی