اغلب ما ایرانیان محترم ، در ظاهر احساسي را بيان ميكنيم كه در عمق وجود خود ، خلاف آن را داريم
.، نمیدانم چرا ؟
اما ظاهرا اغلب نيز نوعي احساس نازيباي دروني ما را از انجام هر كار مثبتي براي ديگران حتي اگر تجربه و تخصصش را هم داشته باشيم ، نه تنها دور ميكند كه اگر بتوانيم و موقعيتي پيش بيايد پوست موزي هم در زير پاي دوست و همكار خود هم مي اندازيم . بخصوص اگر در زمينه مورد نظر ميز و مقامي نيز داشته باشيم .
متاسفانه درصد قابل توجهي از ما ايراني ها حتي اگر خود نيز فرد موفقي باشيم .
چشم ديدن هر گونه موفقيتي را در ديگران نداريم .
هر گونه تجربه مختصري از كار در هر محيطي ، تجاري ، فني ، علمي ، ادبي ، فرهنگي ، سياسي و.... داشته باشيد قطعا متوجه شده ايد كه هيچكس نردبان ترقي را در ايران بيش از چند پله نميتواند بالا برود و در واقع همان لحظه اي كه ديگران متوجه حضور و توانش در پيمودن نردبان ترقي در هر مسيري شده باشند .
روند سقوطش آغاز ميشود . شايد به همين دليل هم هست كه سرزميني هفت هزار ساله داريم كه جز چند ستون سنگي تخت جمشيد چيزي از آن همه در دست نداريم .
( از نوشته ی " حقیقتی تلخ در باره ما ایرانیان "

برچسب:
نویسنده: آریا اسماعیلی